http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
عکس های خفن ایرانی - داستان های کوتاه و آموزنده
Logo RSS
یک آلبوم از عکس های بازیگران و خوانندگان مرد و زن ایرانی ، موزیک 1392 و مقالات خواندنی

عکس های خفن ایرانی

سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان عزیز 

 ( به کلمات قرمز رنگ توجه نمائید ) حتما مطالعه بفرمائید دو دقیقه بیشتر وقت شما رو نمیگیره 

من چند مدت پیش از اونجایی که بیکار بودم و شغلی نداشتم به یه نرم افزار برخورد کردم به نام مشاغل پر درآمد که اون و خریداری کردم مبلغ زیاد بالایی نبود شاید هزینه یک وعده شام سبک برای یه فرد عادی ...

اما این نرم افزار به من کمک کرد تا بتونم دو تا شغل خانگی برای خودم راه اندازی کنم و از درآمدش هم خدا رو شکر راضیم ...

الان اومدم اینجا و میخوام این نرم افزار رو برای شما بزارم که دانلود کنید ، اینم بگم این نرم افزار رو به صورت رایگان نمیزارم ، یک چهارم هزینه ای که کردم رو از شما دوستان میگیرم و امیدوارم ازش لذت ببرین .


ادامه مطلب رو بخونید !!!


دسته بندی : راز های خواندنی بازیگران
برچسب‌ها: نرم افزار کاربردی مشاغل پر در امد, اموزش بلدرچین, آموزش شمع سازی, آموزش چاپ سیلک

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. برخی پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی شوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع و لایق باشد که بتواند از درخت بالا بیاید. 


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده


نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
عمر به سرعت یک چشم بهم زدن تمام میشود. همه لحظات خوبی که با خانواده و دوستانتان دارید را قدر بدانید. آنها مکمل شما در زندگی هستند. سرانجام روزی متوجه خواهید شد که آنچه که اهمیت دارد، نه مادیات، بلکه سلامتی مادر، پدر، فرزند و سایر عزیزانی است که در زندگی تان حضور دارند. 



دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: جملات الهام بخش, زندگی, موفقیت, احساس, عشق

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
بیست و هفتم مهر 1392


داستان آموزنده “تخته سنگ”

“ماجرای تخفیف گرفتن دختر بدحجاب”

داستان پند آموز “مراقب سنگریزه ها باشید”

دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: dastane jaleb داستان 92 داستان آموزنده جدید داستان

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
چهارم مهر 1392

دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: الله, گفتگو با خدا, خدا, خداوند, عشق

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت

 


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: داستان کوتاه, داستان های خواندنی

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
بیست و سوم شهریور 1391

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود .

ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم ...


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: dastane amozande, dastane jadid dastane jaleb آخرین داستان های 91, داستان آموزنده, جدید داستان بسیار زیبا داستان جالب, داستان جدید داستان های آموزنده, تیر 91 داستان های آموزنده جدید

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت

" پاتریسیا گاسه " از یك هفته پیش در كابوسی به سر می برد كه یك كلاغ نقش آفرین آن است . این زن میانسال ساكن روستای فرواد-فونتن در نزدیكی شهر بلفور فرانسه از یك هفته پیش هر جا كه می رود توسط یك كلاغ تعقیب شده و هدف حمله پرنده قرار می گیرد !

دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: دشمنی عجیب و غریب یک کلاغ با یک پیرزن, کلاغ سیاه, مهاجم, منقار, کابوس, داستان کوتاه

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
بیست و هفتم تیر 1391

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود .

ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم .


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: dastane amozande dastane jadid dastane jaleb آخرین

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت

یه روزی آقای کلاغ                      یا به قول بعضیا زاغ

رو دوچرخه پا می‌زد                      رد شدش از دم باغ


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: بهترین مطالب جدید جدیدترین مطالب جالب جدیدترین مطا, داستان مصور سری جدید مطالب جالب شعر جالب و خنده دا

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت

مهرداد از تهران یک داستان واقعی به اسم جاده مرگ ارسال کرده که در ادامه مطلب میتوانید این خاطره هیجان انگیز را بخوانید ..

خاطره ای را که برایتان مینویسم، مربوط میشود به عید سال ۱۳۷۸٫ فریدون یکی از دوستان قدیمی ام که بالغ بر بیست سال قبل برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته بود، پس از این همه سال برای دیدن خانواده اش به ایران آمده بود، بعد از دو سه هفته اول که دیدارهایش را با خانواده و اقوام زنده کرد، نوبت رسید به من که قبل از مسافرتش به آمریکا، دوستان صمیمی همدیگر محسوب میشدیم.


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: نماز, خدا, دختران ایرانی, عمق زمین, عرش, ماشین, رانندگی, جاده های شمال

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت

داستان کوتاه (طلاق برنامه ریزی شده !) :

با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد.
شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.
از زن اصرار و از شوهر انکار.
در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها.
زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را.
تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی .
زن با کمال میل می‌پذیرد.
در دفترخانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده .
زن می‌پذیرد.
“چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌.
زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟
مرد با آرامی گفت :آری .
زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.
مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست.
زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.نامه‌ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد .
خطّ همسر سابقش بود.نوشته بود: ” فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر.
نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .منتظر بود که تلفنش زنگ زد.
برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود.شمارهٔ همسر جدیدش بود.
تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی.
پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد.
صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت : باور نکردی؟، گفتم فکر نمیکردم اینقدر احمق باشی‌.این روزها میتوان با ۱ میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شرّ زنان احمق با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند !


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: مهریه‌, همسر, مرد ثروتمند, محضر, طلاق, سکهٔ بهار آزادی, داستان کوتاه, طلاق برنامه ریزی شده

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت

چند سال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم ، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم . ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که : « ای عزب ! ناقص ! بدبخت ! بی عرضه ! بی مسئولیت ! پاشو برو زن بگیر ». رفتم خواستگاری ؛ دختر پرسید : « مدرک تحصیلی ات چیست » ؟ گفتم : « دیپلم تمام » ! گفت :« بی سواد! امل ! بی کلاس ! ناقص العقل ! بی شعور ! پاشو برو دانشگاه ». رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم ؛ رفتم خواستگاری ؛ پدر دختر پرسید : « خدمترفته ای » ؟ گفتم :« هنوز نه » ؛ گفت : « مردنشده نامرد ! بزدل ! ترسو ! سوسول ! بچه ننه ! پاشو برو سربازی ». رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم ؛ رفتم خواستگاری ؛ مادر دختر پرسید : « شغلت چیست » ؟ گفتم :« فعلا کار گیر نیاوردم » ؛ گفت :« بی کار ! بی عار ! انگل اجتماع ! تن لش ! علاف ! پاشو برو سر کار ». رفتم کار پیدا کنم ؛ گفتند :« سابقه کار می خواهیم» ؛ رفتم سابقه کار جور کنم ؛ گفتند :« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم ». دوباره رفتم کار کنم ؛ گفتند : « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم ». برگشتم ؛ رفتم خواستگاری ؛ گفتم : « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار ، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی ». گفتند : « برو جایی که سابقه کار نخواهد ». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند . گفتند:« باید متاهل باشی ». برگشتم ؛ رفتم خواستگاری ؛ گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستند گفتند باید متاهل باشی ». گفتند :« باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی ». رفتم ؛ گفتم:«باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم ».گفتند :« باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم ». برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم ...


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده
برچسب‌ها: تخمه, دانشگاه, لیسانس, بیکار, ازدواج, متاهل, سابقه کار, خدمت سربازی

نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت


1) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی .

۲) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ .

۳) آغاز کسی باش که پایان تو باشد .

۴) پرستویی که به فکر مهاجرت هست از ویرانی آشیانه نمی هراسد .

۵) کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید .

۶) دوست واقعی کسی است که اگر ساعتها در کنار او ساکت بشینی و صحبتی بین تان ردوبدل نشه بعد از خداحافظی احساس کنی که ساعتها باهاش درد و دل کردی .

۷) چون می گذرد غمی نیست .

۸) انسان باید سعی کند در زندگی چیزهایی که دوست دارد را بدست آورد ، و گرنه مجبور میشود چیزهایی را که بدست آورده است دوست بدارد .

۹) فرصتها در سختی ها بوجود می آیند بدون جاذبه، پرواز معنی ندارد .

۱۰) کاش میشد سرنوشت را از سرِِ نوشت .


دسته بندی : داستان های کوتاه و آموزنده


نویسنده: SHALPOO
http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت
آخرین مطالب
موضوعات
لینکستان
درباره ما

یک آلبوم از عکس های بازیگران و خوانندگان مرد و زن ایرانی ، موزیک 1392 و مقالات خواندنی
SHALPOO

ایمیل :


http://www.IraniTopSite.com , ايرانی تاپ سايت تحلیل آمار سایت و وبلاگ